مرتضى مطهري

187

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

4 . آيا عملى هست كه اين عمل ذاتاً قطع نظر از هرگونه اعتقادى خود عمل ، عبادت باشد مثلًا سجود كردن ، قربانى كردن ، نذر كردن ، آمرزش خواستن يا استغاثه و ندا كردن ؟ يا اينكه اين اعمال آنگاه عنوان پرستش پيدا مىكند كه مقرون باشد به اعتقاد به الوهيت ؟ . به نظر نمىرسد كه هيچ عملى فى حد ذاته قطع نظر از اعتقاد به الوهيت ، خود عمل عبادت باشد . بلى السجود لله و همچنين شايد التضحية لله ، اما اين دستور شرعى است كه براى غير خدا نبايد سجود يا قربانى كرد . مرتكب اين كار اگر معتقد به الوهيت آن شىء يا شخص نباشد مشرك نيست ، بلكه بدعت و حرامى مرتكب شده است . سخن در اين جهت است كه اعتقاد به الوهيت چيست ؟ مرز الوهيت كجاست ؟ چگونه اعتقادى دربارهء افراد و اشخاص است كه منجر به اعتقاد به الوهيت است ؟ بعضىها كارها را تقسيم كرده‌اند ميان خدا و غير خدا ، بعضى كارها را مخصوص خدا دانسته‌اند ، از آن جمله است احياء و اماته ، آمرزش ، رزق دادن و امثال اينها . [ از نظر آنها ] مرز الوهيت اين كارهاست ، اگر در مقابل كسى نيايش بريم با اين اعتقاد ، مرز الوهيت را شكسته‌ايم . بعضى ديگر مطلق كارهاى فوق الطبيعه را داخل در مرز الوهيت دانسته‌اند مانند آگاهى از غيب و نهان ، مطلق معجزات و خوارق عادات . كارها بر دو قسم است : كارهاى طبيعى كه وابسته به علل و اسباب است و كارهاى غير طبيعى كه ما فوق علل و اسباب است . اعتقاد به اينكه بشرى قادر است كارى را بدون علل و اسباب طبيعى انجام بدهد ، اعتقاد به الوهيت مىدانند . لهذا اين تعبير را كه خيال مىكنم از مسيحيان اقتباس شده بعضى دربارهء شيعه مىگويند كه شيعه جزئى از الوهيت يا چيزى از لاهوت در على قائل است ، در صورتى كه مىدانيم شيعه براى الوهيت يا لاهوت جزء قائل نيست . اين را از آن جهت مىگويند كه شيعه براى على خوارق و معجزات قائل است .